اقتصاد اشتراکی در حوزه حمل و نقل

حمل و نقل اشتراکی

اقتصاد اشتراکی (Sharing Economy) پدیده‌ی نوظهوری است که به‌تدریج چشم‌انداز فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی دنیای مدرن ما را دستخوش تغییر کرده است. جلوه‌های مختلف این مفهوم در بسیاری از حوزه‌ها در حال ظهور هستند؛ اما شاید بتوان بارزترین نمود آن را در حوزه‌ی حمل و نقل اشتراکی افراد (Shared Mobility) دید. حمل و نقل اشتراکی که به بیان ساده می‌توان آن را به صورت استفاده‌ی مشترک افراد از یک وسیله‌ی نقلیه تعریف کرد، با رشد فزاینده‌ی شرکت‌های موسوم به تاکسی اینترنتی مثل اوبر و دی‌دی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. هر چند مدت زیادی است که اشکالی از حمل و نقل اشتراکی – مانند سیستم‌های حمل و نقل عمومی و یا خدمات تاکسیرانی یا اجاره‌ی ماشین – وجود دارند، اما رفته‌رفته صورت‌های جدیدی از آن ارایه شده و در حال توسعه است.

توسعه‌ی ایده‌های مختلف در این حوزه، سبب تغییر و بازنگری در سیاست‌گذاری‌های کلان شهری نیز شده است؛ چنان‌که می‏توان در طول پنجاه سال گذشته تغییر روندها را – از تمایل زیاد به مالکیت خودرو و گسترش بزرگراه‌ها به کاهش میل به مالکیت خودرو و تأکید بر استفاده‌ی بهینه از آن برای کاهش انواع آلودگی‌ها در شهرها و افزایش کیفیت زندگی شهروندان – مشاهده کرد.

استفاده‌ی مشترک افراد از منابع حمل و نقل انواع مختلفی دارد که در این یادداشت و یادداشت بعدی به چند نمونه از آن‌ها اشاره شده است. باید در نظر داشت که در این متن‌ها تنها روی شیوه‌های حمل و نقل مبتنی بر خودرو تمرکز شده و مثلاً به خدمات اشتراک دوچرخه اشاره‏ای نشده است. همچنین از یک سو در بعضی موارد مرز بین تعریف‌ها چندان دقیق و تعیین‌کننده نیست و از سوی دیگر در بعضی موارد شرکت‌ها مجموعه‌ای از این خدمات را ارایه می‌دهند.

اقتصاد اشتراکی در حوزه حمل و نقل
حمل و نقل اشتراکی

شاید قدیمی‌ترین شکل از حمل و نقل اشتراکی در جوامع غربی که خارج از طبقه‌بندی حمل و نقل عمومی و یا تاکسیرانی‌ها قرار می‌گیرد اشتراک خودرو (Car Sharing) باشد. ارایه‌دهندگان خدمات اشتراک خودرو به اعضای خود، دسترسی کوتاه‌مدت به یک خودرو را می‌دهند و از او در قبال ترکیبی از زمان و مسافت استفاده هزینه می‌گیرند. متداول‌ترین مدل‌ها در اشتراک خودرو:

  • مدل‌های رفت و برگشت
  • یک‌طرفه یا نقطه به نقطه
  • همتا به همتا

هستند.

در مدل رفت و برگشت (Round Trip) که رایج‌ترین نوع است، مشتری خودرو را از محلی اجاره می‌کند و در انتها آن را به همان محل تحویل می‌دهد.

در مدل نقطه به نقطه (point to point) مشتری می‌تواند خودرو را از یک محل تحویل گرفته و به محل دیگری که برای او مناسب‌تر است تحویل دهد. بزرگترین پلتفرمی که این خدمت را ارایه می‌دهد، Car2go متعلق به گروه خودرویی Daimler است که ناوگانی بالغ بر 14 هزار خودرو را در آمریکای شمالی، اروپا و آسیای شرقی در اختیار بیش از 2.5 میلیون کاربر خود قرار می‌دهد. علاوه بر آن می‌توان به Zipcar اشاره کرد که حدود 10 هزار وسیله‌ی نقلیه را در ۵۰۰ شهر از ۹ کشور جهان به ۱ میلیون مشترک خود عرضه می‌کند.

در مدل همتا به همتا (peer to peer) که جدیدترین است، مالکان خودروهای شخصی می‌توانند با ثبت کردن خودروی خود در سامانه‌های اشتراک‌گذاری، خودروی خود را در ساعت‌هایی که از آن استفاده نمی‏کنند در اختیار دیگران قرار دهند و از این طریق درآمد کسب کنند. پلتفرم‌هایی نظیر Getaround و Turo خدمات اشتراک خودروی همتا به همتا را در آمریکای شمالی ارایه می‌دهند و اخیراً Turo با خریدن پلتفرم Croove که متعلق به گروه خودروسازی Daimler است، فعالیت خود را گسترش داده است.

دسته‌بندی دیگر این خدمات را می‌توان سفر اشتراکی (Ride Sharing) یا همسفری نامید. در این نوع از حمل و نقل اشتراکی راننده و مسافرهایی که مبدأ و مقصد مشترک دارند با هم همسفر می‌شوند و راننده/مالک یک خودرو از صندلی‌های خالی خودرو خود کسب درآمد می‌کند. دو نوع متداول از همسفری، عرضه‌ی خودرو (Carpooling) و عرضه‌ی ون (Vanpooling) هستند که همان‌گونه که از نامشان پیدا است در نوع ماشین‌ها و نیز تعداد همسفرها تفاوت دارند. وجه ممیز این خدمات با تاکسی‌های اینترنتی که تجربه‌ی آشنای این‌روزها هستند در این است که نوعاً این راننده است که درباره‌ی مبدأ و مقصد و تغییر مسیر احتمالی تصمیم می‌گیرد.

انواع غیررسمی عرضه‌ی خودرو در حدود ۳۰ سال است که در حال اجرا است، اما به عنوان یک مثال از شرکتی که خدمات همسفری را با استفاده از تکنولوژی روز ارایه می‌دهد می‌توان به BlaBlaCar و Scoop اشاره کرد. BlaBlaCar یک بازار برای عرضه‌ی خودرو و ارتباط دادن مسافران و رانندگان به یکدیگر است که در حال حاضر در ۲۲ کشور فعالیت می‌کند و سفرهای بین شهری را نیز پوشش می‌دهد.

خدمات سفر با درخواست آنی یا بنا به تقاضا (on demand) دسته‌بندی دیگری از خدمات حمل و نقل اشتراکی است که اختصاصا پس از فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند ظهور کرد. متداول‌ترین نوع این دسته، خدمات سفر درخواستی (Ride Hailing) است که تا به امروز توسط شرکت‌های تأمین سفر (Ride Sourcing) ارایه می‏شود. به عبارت دیگر این خدمت به سفرهای نقطه به نقطه و با تقاضای لحظه‌ای اطلاق می‌شود که معمولاً درخواست، هماهنگی و پرداخت هزینه‌ی آن از طریق گوشی‌های هوشمند انجام می‌شود. این شرکت‌ها با بهره‌گیری از پلتفرم‌های آنلاین، مسافران و رانندگانی که خودروهای شخصی غیرتجاری دارند را به یکدیگر متصل می‏کنند.

 

بر خلاف خدمات سفر اشتراکی، مقصد راننده و مسافر در خدمات سفر درخواستی لزوماً یکسان نیست. بسیاری از نام‌های مشهوری که در حوزه‌ی حمل و نقل اشتراکی بر سر زبان‌ها هستند در این دسته‌بندی قرار می‌گیرند؛ نام‌هایی نظیر اوبر (Uber)، لیفت (Lyft)، اولا (Ola)، دی‏دی (Didi)، گرب (Grab) و کریم (Careem) در نقاط مختلف دنیا در حال ارایه‌ی این خدمات هستند.

از میان این شرکت‏ها اوبر به تنهایی ۳ میلیون راننده را در سرتاسر دنیا در اختیار دارد. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که اندازه‌ی بازار جهانی سفرهای درخواستی از ۳/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ به ۶/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ ارتقا پیدا خواهد کرد.

نوعی دیگری از این دسته‌بندی، خدمات تقسیم سفر (Ride Splitting) است که در آن مشتریان می‌توانند تصمیم بگیرند که سفر و هزینه‌ی آن را با هم تقسیم کنند. در این خدمات، تغییر مسیر سفر و نیز اتصال مسافر جدید می‌تواند به صورت پویا و در-لحظه (Real Time) بنا به درخواست سفر بعدی انجام شود. بدین ترتیب می‌توان گفت که تقسیم سفر، خدمت جدیدی است که توسط شرکت‌های تأمین سفر ارایه می‌شود و از این رو، فهرست شرکت‌های ارایه‌کننده‌ی این خدمات شامل همان نام‌های آشنای قبلی است. به عنوان چند نمونه از این خدمات می‌توان به لیفت‏لاین (LyftLine)، اوبرپول (UberPOOL) و اولاشیر (OlaShare) اشاره کرد. این خدمات معمولاً تنها در شهرهایی توجیه دارند که بازار تأمین سفر در آن‌ها متراکم و تثبیت‌شده است.

نوع آخر از دسته‌بندی خدمات سفرهای با درخواست آنی، خدمات درخواست الکترونیکی (E-Hail) است. در این خدمت، تاکسی‌های شهری متداول از طریق اینترنت و عمدتا توسط اپلیکیشن‌های گوشی هوشمند فراخوانی می‌شوند. عرضه و نگهداری این پلتفرم آنلاین را سازمان تاکسیرانی و یا یک شرکت ثالث انجام می‌دهد. این سامانه‌ها تاکسی‌ها را به محل مسافر فراخوانی می‌کنند و هزینه‌ی سفر در آن‌ها بر اساس تعرفه‌های معمول تاکسی‌ها و یا بر اساس تاکسی‌متر تعیین می‌شود. به همین دلیل قیمت‌گذاری در این خدمات ثابت است و بر خلاف خدمات تأمین سفر، قیمت‌ها با افزایش تقاضا افزایش نمی‌یابد. به عنوان مثال‌هایی از این خدمات می‌توان به نام‌هایی نظیر کرب (Curb)، فلای‏ویل (Flywheel)، ارو (Arro)، هایلو (Hailo) و آی‏تاکسی (iTaxi) اشاره کرد.

آخرین دسته‌بندی، خدمات حمل و نقل خرد (Microtransit)، است که نسخه‌ی مشابه سرویس‌های قبلی این بار با خودروهای با ظرفیت بالاتر هستند. این خدمات که در ابتدای راه قرار دارند و هنوز مدل تثبیت‌شده‌ای ندارند، بر جابه‌جایی مسافران توسط ون‌ها یا مینی‌بوس‌ها متمرکز هستند و جایی بین «خدمات سنتی مسیر-ثابت» و «خدمات پویای بر حسب تقاضا» قرار می‌گیرند. تاکنون دو مدل از این خدمات پیاده‌سازی شده‌ که عبارتند از مدل «مسیر-ثابت و زمان-ثابت»، و مدل «مسیر-متغیر و زمان‌بندی متغیر». ون‌ها و مینی‌بوس‌ها در مدل اول مشابه حمل و نقل عمومی از مسیرهای از پیش تعیین‌شده عبور می‌کنند؛ تنها تفاوت آن‌ها با حمل و نقل عمومی، بازنگری در مسیرها در بازه‌های زمانی کوتاه بنا به دریافت تقاضای کافی از سوی مشتریان است. چریوت (Chariot) که متعلق به کمپانی خودروسازی فورد است خدمات خود را بر مبنای این مدل ارایه می‌دهد. اما در مدل دوم، مشتری از طریق یک اپلیکیشن، درخواست سفر می‌کند و یک ون که مسافران آن در جهت مشابهی سفر می‌کنند او را سوار می‌کند. در این مدل مسیرها ثابت نیستند و بسته به ترافیک و تقاضای مسافران تغییر می‌کنند. ویا (Via) شرکتی است که ارایه‌دهنده‌ی خدمات حمل و نقل خرد بر اساس این مدل است.

به نظر می‏رسد علیرغم تنوع قابل توجه، مدل‏های حمل و نقل خرد اشتراکی به این بازارها محدود نخواهد ماند. به علاوه پیش‏بینی‏ها نشان می‏دهد حجم بازار خدمات حمل و نقل اشتراکی، در همین بخش‏های موجود نیز همچنان به رشد خود ادامه خواهند داد. برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که ارزش جهانی این بازار تا سال ۲۰۳۰ به ۲/۶ تریلیون دلار می‌رسد. چنین بازار عظیمی برای بسیاری از بازیگران از حوزه‌های مختلف بسیار جذاب خواهد بود، تا آن‌جا که شرکت اپل نیز برای تولید خودرو و ورود به بازار حمل و نقل اشتراکی بر اساس طرحی موسوم به خودروی اپل (AppleCar) برنامه‌ریزی کرده است.

از طرف دیگر شرکت‌های خودروساز نظیر BMW نیز دیگر سیاست فروش مستقیم خودرو به مصرف‌کننده را به عنوان تنها مجرای درآمد خود کنار گذاشته‏اند و با راه‌اندازی خدمات اشتراک خودرو به بازار حمل و نقل اشتراکی ورود کرده‌اند. به نظر می‏رسد از آن‌جا که بنا بر پیش‌بینی‌ها ۱۰ درصد کل خودروهای سبک فروخته شده در سال ۲۰۳۵ را خودروهای خودران (Autonomous) تشکیل می‌دهند، شاید بسیاری از مصرف‌کنندگان در آینده تمایل داشته باشند تا از خودرو به مثابه خدمت (Car as a Service) استفاده کنند تا آنکه متحمل هزینه‌های گزاف خرید و نگهداری خودرو شوند.

آنچه مسلم است بازار حوزه خدمات حمل و نقل، آبستن تحولات بزرگی است و طی سال‏های آتی شاهد تغییرات گسترده‏ای در بازیگران این بازار خواهیم بود.

 

 

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت